خورشید من !در نور توسایه ها می می میرندو رؤیاهای من رنگ می گیرندتو می وزیُ من در عشقگلبرگ به گلبرگ گشوده می شومآن سان که بهاربه گل های سرخ می گویدباز شوندخانه ام آغوش توستسرشار از ترانهٔ قلبتاین سیلاب های گلُ ریحانکه هوای زمین راجا به جا می کنندو در گلوی زندگیجان می ریزندو من تو رابا احساس عاشقانه ای کههر گزخاموشی نمی پذیرددر هر لحظه از همیشهدوست خواهم داشتپرویز صادقی